تبليغاتX
نا گفته های من -
از دست های گرم تو
کودکان تو امان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.
نغمه در نغمه در افکنده
ای مسیح مادر ای خورشید!
از مهربانی ی بی دریغ جان ات
با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
رنگ ها در رنگ ها دویده
از رنگین کمان بهاری ی تو
که سراپرده در این باغ خزان رسیده بر افراشته است
نقش ها می توانم زد
غم نان اگر بگذارد.
چشم ساری در دل و

                           آب شاری در کف
آفتابی در نگاه و

                        فرشته یی در پیراهن
از انسانی که تویی
قصه ها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.

پانزده سال گذشت به یادت

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط شهرزاد |