![]() |
![]() |
|
|
بر دهانم قفلی از خاموشی زدند |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
۱-دلم می خواد یه جایی بودم که دوروبرم پر از شیشه بود منم همشو می شکستم
۲ـ دلم می خواد یه جایی بودم که می تونستم بدون مزاحم فریاد بزنم ۳ـ دلم می خواد الان می رفتم و کلی راه می رفتم ۴-دلم می خواد گریه کنم ۵ـ دلم می خواد فردا یه روز خوب باشه ۶ـ دلم می خواد( nothing else matter)گوش بدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 10:54 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
ببین چه بی صدا شدم
میان تاریکی و درد بغض نشکسته گلو اسیر درد می شود ببین نگاه خسته ام میان این همه نگاه تمسخر حقیقتی در اوج خسته نگاه |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط شهرزاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|