تبليغاتX
نا گفته های من
من در این تنگنا دلم تنگ است
                                           برای کودک شاداب درونم دل تنگم
            افسوس گریزی نیست از دلتنگی.......!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط شهرزاد | 
در این که آدم ها با هم تفاوت های بسیار دارند هیچ شکی نیست.
ولی در این که این تفاوت ها در شخصی واقعا وجود دارد یا نه جای
شک است.بعضی از ما از داشته های خود بی خبریم یا حداقل
فکر نمی کنیم که باید به خاطر داشتن آنها که در تمام افراد یافت
نمی شود به خودمان ببالیم.غافل از اینکه عده ای دیگر برای داشته -
هایی نه چندان بزرگ سرشان همیشه بالاست همون(کاه و کوه)
حرف من این است یا بهتر بگم طرف صحبتم با همان هایی است
که سرشان بالاست!کمی سرتان را خم کنید تا این جملات من را
بهتر بخوانید:هیچ وقت فکر نکنید این چنین تافته جدا بافته اید
آدم هایی که مثل شما سرشان را بالا نمی گیرند اگر بخواهند
بگیرند برای دیدن خود شما باید سرشان را خم کنند!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:48 بعد از ظهر  توسط شهرزاد | 

آمد شبي برهنه‌ام از در

 

 

چو روح ِ آب

در سينه‌اش دو ماهي و در دست‌اش آينه
گيسوي ِ خيس ِ او خزه‌بو، چون خزه به‌هم.


من بانگ برکشيدم از آستان ِ ياءس:
«ــ آه اي يقين ِ يافته، بازت نمي‌نهم!»
                                                            (شاملو)

پ ن:هفته خوبی رو پشت سر نذاشتم دو سه تا خبر بد که یکیش واقعا بد بود!
پ ن:در عوض دیروز چهار تا ماهی خریدم که دوست دارم بشینم و نگاشون کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط شهرزاد |